محدودیت های الگوی مستطیل


Fractal

تاثیر محدودیت فضا در اجرای دکوراسیون داخلی

تاثیر محدودیت فضا در اجرای دکوراسیون داخلی از آنچه فکرش را می کنید مهم تر است. ممکن است بر این تصور باشید که طراحی دکوراسیون داخلی کار بسیار ساده است که البته در نگاه اول همین گونه ست اما اگر در دل آن قدم بگذارید خواهید دید که دشواری ها و پیچیدگی های بسیاری دارد. به منظور طراحی مناسب دکوراسیون باید قبل از هرچیز المان های اصلی آن یعنی فضا، نور، بافت، رنگ و اشیا را بشناسید‌.

که بررسی هر یک از آن ها یک مقاله مفصل نیاز دارد. در این مطلب به اولین و مهم ترین المان در طراحی دکوراسیون داخلی می پردازیم تا بهتر با آن آشنا شوید.

تاثیر محدودیت فضا در اجرای دکوراسیون داخلی

درست است که شکل سازه ساختمان الگوهای اصلی فضا را تعیین می کنند، اما تاثیر دکوراسیون و طراحی داخلی بسیار مهم تر است.

فضای ساختمان را دیوارهای ناباربر و سقف کاذب تعریف می کند. که این مورد می تواند به ایجاد و یا حذف فضا بینجامد.

رنگ و بافت دیوار، سقف و سطوح می تواند تعیین کننده حضور فیزیکی آن ها در فضا باشد که به چشم ما اندازه و مقیاس بسیار اهمیت دارد.

چیدمان اسباب و اثاثیه می تواند در اجرای فضای داخلی از لحاظ ایجاد مکان های متفاوت تاثیر بسزایی داشته باشد.

اهمیت نور پردازی در ایجاد و تمرکز روی فضا بسیار اهمیت دارد. با ایجاد روشنایی و تاریکی می توان نقش مهمی در دکوراسیون ایفا کرد.

به طور کلی فضا، نشان دهنده چگونگی استفاده از آن می باشد. بنابراین بسیار مهم است که فضا برای چه کاری و برای چه شخصی طراحی می شود.

فضا چیست ؟

در ابتدایی ترین شکل ممکن فضا، ایجاد سازه‌ی ساختمان است. که به شکل کارآمد تر با دیوارها و سقف تعریف می شود و بعد از آن با قرار گیری در، پنجره و فضاهای دیگر شکل می گیرد. هر ساختمان یک الگوی خاصی برای ایجاد فضای اولیه دارد.

با قرارگیری وسایل می توان ارتباط بسیار زیبایی بین اشیا و فضای اولیه ایجاد کرد.

باید فضاهای ایجاد شده بعد از اینکه اشیا به آن اضافه می شود قابل شناسایی باشد.

فضا چیست ؟

تاثیر ابعاد و فرم در طراحی دکوراسیون داخلی

فرم فضا که ابعاد داخلی می باشد با مقاومت مصالح و ساخت سازه ارتباط تنگاتنگی دارد. در صورتی که تیرهای چوبی به همراه دال های بتنی باشد می تواند به تندازه ۳۰ فوت دهانه شود. می توان خرپاهای طویل تری تا ۱۰۰ فوت نیز در نظر گرفت.

توجه داشته باشید که ضرورت ها در ساختمان سازی همیشه محدود کننده پهنا هستند با این حال باید در نظر داشت که مصرف کننده چگونه قرار است از فضای موجود استفاده کند.

فضای مربعی و طراحی دکوراسیون

معمولا فضاهای مربعی حالتی رسمی دارند در صورتی که سازه ای هرمی بر چهار ضلع متساوی قائم شود می تواند مرکزیت را در این ابعاد گسترده تر کند. به منظور کاهش این وضع می توان سقف هایی با حالات نامتقارن ایجاد کرد و یا دیوارهایی چند صفحه را در نظر می گیرند.

از آن جایی که پیدا کردن اتاق های مربعی مشکل است، بهتر است در طراحی داخلی دقت بسیار بشود.

تاثیر فضای مستطیلی در دکوراسیون داخلی

این فضاها معمولا انعطاف پذیر هستند، این اتاق ها معمولا طول و عرضشان تناسب دارد و پنجره ها و درگاه های ارتباطی می تواند تعیین کننده فضای مستطیل باشد.

در صورتی که طول اتاق مستطیلی از عرض آن دو برابر بزرگتر باشد شکل و کاربرد اتاق را تحت تاثیر قرار می دهد.

در برخی مواقع ممکن است از فضاهای مستطیل شکل برای راه ها ارتباطی استفاده شود.

به طور کلی طول و عرض در محیط باعث می شود کاربری فضا مشخص گردد.

فضاهای مستطیل یا مربع را می توان کاهش و یا افزودن برخی موارد تغییر داد که این تغییرات را در برخی از اتاق های شاه نشین شاهد هستیم.

تاثیر فضای مستطیلی در دکوراسیون داخلی

فضاهای منحنی و دکوراسیون داخلی

فضاهایی که منحنی هستند معمولا کم پیدا می شوند این مکان ها خود مرکز هستند و ارتباطش با محیط اطراف به یک اندازه می باشد. معمول ترین فضای منحنی، دایره ای می باشد.

در این فضا می توان چیدمان اشیا را به صورت بی تکیه گاه در نظر گرفت که بهترین حالت دکوراسیون فضای منحنی می باشد.

با به کار گیری اشکال در ابزار و وسایل خانه به خوبی می توان فضای منحنی را به گونه ای ترتیب داد که هم فضا دیده شود و هم چیدمان.

به طور کلی می توان با در نظر داشتن شکل سازه و دانش بیان فضا، از تمام مکان های موجود دکوراسیون داخلی قابل قبولی دریافت کرد.

فضاهای منحنی و دکوراسیون داخلی

تاثیر ارتفاع در دکوراسیون داخلی

بعد از طول و عرض قطعا ارتفاع در طراحی داخلی تاثیر گذار خواهد بود. ارتفاع معمولا توسط سقف ایجاد می شود و به چشم می خورد. شکل دهی فضا بدون در نظر داشتن ارتفاع کار مشکلی خواهد بود. در نظر داشتن رابطه ابعاد و ارتفاع با وجود پرسپکتیو می تواند تاثیر مثبت در فضا داشته باشد.

تقسیم بندی فضا و تاثیر آن در دکوراسیون

تاثیر محدودیت فضا در اجرای دکوراسیون داخلی می تواند حتی کمک کننده باشد. با کمک اثاثیه می توان محدودیت های ایجاد شده را بر طرف کرد گاهی همین محدودیت فضا می تواند خلاقیت های شگفت انگیزی را در طراحان به وجود آورد.

ممکن است خانه ای کوچک داشته باشید و فکر کنید نداشتن مبل می توان به بزرگ تر دیده شدن خانه کمک کند اما در نظر داشته باشید این امر می تواند فضای منفی خانه بیشتر کند.

در مواقع به مکان هایی از خانه که دارای اثاثیه می باشد فضای مثبت و به مکان های خالی فضای منفی می گویند برای داشتن بهترین دکوراسیون باید بتوانید تعادل را بین عناصر مثبت و منفی رعایت کنید. در نهایت بتوانید از فضایی که در اختیار دارید بهترین استفاده را کنید. همچنین تمام لوازم مورد نیاز خانه را هم باید در دکوراسیون بگنجانید.

با در نظر داشتن تمام موارد ذکر شده می توان طراحی قابل قبولی از فضا ارائه داد.

درباره ترکیب رنگ در دکوراسیون داخلی بیشتر بدانیم

استفاده از پالت چرخه رنگ

استفاده از پالت چرخه رنگ

۱_ استفاده از پالت چرخه رنگ: در گذشته استفاده از پالت و چرخه رنگ محدودیت داشت و به صورت کاملاً دقیق امکان پذیر نبود که یک ترکیب رنگ های مختلف را مشاهده کرد و حتی رنگ های نزدیک به رنگ انتخابی را دید. امروزه با وجود نرم افزار و سایت های مختلف که این خدمت را ارائه می دهند می توان به صورت دقیق به این مهم دست یافت. با استفاده از این سرویس ها شما می توانید رنگ های مختلف را ترکیب کرده و به بهترین رنگ مورد نظر دست پیدا کنید.
۲_ آگاهی از ویژگی های رنگ: هر رنگ سه ویژگی مهم ته مایه، خلوص و درجه تیره و روشنی دارد که باید به آن توجه کرد. ته مایه برداشت ما از رنگ است. یعنی همان رنگی که در واقعیت مشاهده می کنیم. خلوص رنگ با رنگ خاکستری سنجیده می شود. هر چقدر میزان رنگ خاکستری در رنگ مورد نظر کمتر باشد خلوص بیشتر و رنگ شفاف تر خواهد بود. درجه تیره و روشنی رنگ با میزان رنگ های سفید و سیاه سنجیده می شود که هر کدام بیشتر یا کمتر باشد تیرگی و روشنی نیز تغییر خواهد کرد.

ویژگی های رنگ

۳_ گروه بندی رنگ: رنگ ها به سه گروه تقسیم می شوند. گروه اول رنگ های اصلی است که از سه رنگ قرمز، آبی و زرد تشکیل شده و این رنگ ها به صورت طبیعی در طبیعت وجود دارد و از ترکیب رنگ های دیگر ایجاد نمی شود. گروه دوم شامل رنگ های نارنجی، بنفش و سبز است که از ترکیب رنگ های اصلی ایجاد می شود. گروه سوم که از شش رنگ تشکیل شده با ترکیب رنگ های اصلی و فرعی ایجاد می شود.

تا اینجا دوازده رنگ برای شما شناسایی شد که می تواند یکی از انتخاب های شما برای استفاده در دکوراسیون باشد ولی از ترکیب همین رنگ ها نیز می توان رنگ های بیشتری به دست آورد و تنوع رنگی را بیشتر کرد که در ادامه راجع به آن صحبت می کنیم.
۴_ اضافه کردن رنگ خنثی: زمانی که رنگ خود را انتخاب کردید می توان با استفاده از رنگ های خنثی که سیاه، سفید و خاکستری است درجه تیرگی و روشنی رنگ خود را تغییر دهید.

گروه بندی رنگ

۵_ دمای رنگ: رنگ در دو نوع گرم و سرد وجود دارد. رنگ گرم به رنگ هایی مانند قرمز، زرد و نارنجی اطلاق می شود و رنگ سرد به آبی و سبز گفته می شود.

رنگ گرم به محیط مورد نظر نشاط و پویایی می دهد و باعث کوچک به نظر رسیدن فضا می شود، درحالی که رنگ های سرد آرام بخش بوده و باعث بزرگ تر به نظر رسیدن فضا می شود. توجه کنید که به کار گیری رنگ سرد در محیط های بزرگ می تواند حس غریبی ایجاد کند و استفاده رنگ گرم در محیط های کوچک حس گرفتگی و خفگی در فرد ایجاد کند.

۶_الگوی تک رنگ: در بعضی از نقاط می توان به جای استفاده از چند رنگ طیف های مختلف یک رنگ را به کار برد و در عوض با اضافه کردن رنگ های خنثی الگوهای متفاوتی برای آن ایجاد کرد و در محیط مورد نظر به کار برد. استفاده از تک رنگ باعث سادگی و آرام بخش به نظر رسیدن محیط می شود.
۷_ الگوی مکمل: یکی از پرکاربرد ترین روش ها استفاده از الگوی مکمل است. در این حالت می توانید با انتخاب دو رنگ مکمل که یکی رنگ اصلی و دیگری رنگ فرعی شما خواهد بود جلوه ای خاص خلق کنید. متداول ترین رنگ های مکمل برای دکوراسیون عبارتند از :

الگوی مجاور

۸_الگوی مجاور: این الگو از ترکیب سه رنگ کنار هم ایجاد می شود. مثلاً می توان با ترکیب رنگ های قرمز، زرد و نارنجی الگوی مناسبی ایجاد کرد. در این روش یک رنگ غالب، رنگ دوم به عنوان کمک و رنگ سوم برای نقش های کوچک استفاده می شود.

پترن مکمل

۱۲_ نحوه توزیع رنگ در محیط: یکی از موارد مهم که گاهی طراحان نادیده می گیرند نحوه صحیح و بالانس رنگ روی دیوار محیط است که باعث نامتعادل شدن فضا می شود. در این حالت بخشی از اتاق سنگین و قسمتی بسیار سبک به نظر می رسد. برای جلوگیری از این مشکل باید حتما به پراکندگی مناسب رنگ در کف، سقف و دیوارها دقت شود و ایجاد تعادل یکی از عوامل انتخاب رنگ و جایگزینی محصولات باشد.

۱۳_ توجه به مکان و کاربری رنگ: قبل از انتخاب رنگ و طراحی دکوراسیون باید از کاربری محیط مورد نظر اطلاعات کامل به دست آورد که این محیط به چه منظوری استفاده می شود و الگوی رنگی را متناسب با آن انتخاب کرد. مثلاً برای اتاق کودک از رنگ های شاد استفاده می شود و برای سالن پذیرایی رنگ های روشن بیشتر به کار گرفته می شود. علاوه بر آن می توان به آب و هوای محیط نیز توجه کرد. سعی کنید در شهرهای سرد از رنگ های گرم بیشتر استفاده کنید و برعکس.

۱۴_ دیدن طرح های مختلف: بهترین کار قبل از شروع هر کاری تحقیق است و طراحی دکوراسیون منزل و انتخاب رنگ نیز از این قاعده مستثنی نیست. سایت های زیادی در زمینه دکوراسیون ایجاد شده که شما می توانید قبل از انتخاب محدودیت های الگوی مستطیل رنگ و طراحی دکوراسیون از طریق این سایت ها طرح های مختلف را مشاهده کنید و الگوهای مناسبی از آن دریافت کنید.

الگوی مثلث متساوی الساقین

الگوی مثلث متساوی الساقین

۹_ الگوی مثلث متساوی الاضلاع: به کارگیری سه رنگ با فاصله مساوی روی چرخه رنگ الگوی مثلث خوانده می شود. استفاده از سه رنگ قرمز، آبی و زرد نمونه مشخص این ترکیب است.

الگوی مستطیل

الگوی مستطیل

۱۰_ الگوی مستطیل: در این روش از چهار رنگ که به صورت دو به دو گروه مکمل را ایجاد می کند استفاده می شود. دما در این روش مهم بوده و استفاده از دو رنگ سرد و دو رنگ گرم ترکیب خوبی است.

الگوی مربع

الگوی مربع

۱۱_ الگوی مربع: این روش نیز مانند مستطیل بوده ولی تنها تفاوت این است که رنگ هایی انتخاب می شود که روی چرخه رنگ از فاصله یکسانی برخورد هستند.

فراکتال (Fractal) چیست؟

maxresdefault 1

در راستای شناخت ابزار های تحلیلی، انواع و اقسام الگوها و ابزار ها از جمله هارمونیک، کیجونسن و تینکانسن، اسیلاتور و غیره را معرفی نموده ایم.
دریافتیم که هر یک از ابزار ها، برای پوزیشن ها و موقعیت های متفاوت کاربرد دارند. حال در این مقاله، تیم توکن باز قصد دارد مقوله فراکتال را بررسی کند. پس با ما همراه باشید.

مفاهیم کلی:

  • فراکتال Fractal چیست؟
  • روشهای کلیدی در تشخیص و یا شناسایی فراکتال
  • تفاوت بین اندیکاتور فراکتال و الگو های نموداری
  • شاخص فراکتال به ما چه می گوید؟

فراکتال (Fractal) چیست؟

باید بدانیم این شاخص بر مبنای یک الگوی قیمتی ساده می باشد که عموماً در بازارهای مالی رویت و مشاهده می شود. بیرون از حوزه ی ترید، فراکتال یک الگوی هندسی تکرار پذیر است که در همه ی بازه های زمانی تکرار خواهد شد. باید بدانیم از این مفهوم، شاخص فراکتال‌ها ابداع و به وجود آمد.
لازم است بدانیم که شاخص فراکتال، اقدام به جداسازی نواحی عطف احتمالی نمودار محدودیت های الگوی مستطیل می کند. پس از آن فلش هایی را رسم کرده و به معرض نمایش می گذارد تا وجود یک الگو را نمایانگر کند. این الگو در روند صعودی نشانگر آن است که قیمت قادر خواهد بود به سمت بالاتر میل کند. اما در عکس قضیه و یک فراکتال نزولی نشانگر آن است که قیمت ممکن است پایین تر برود.
به بیان دیگر، باید بگوییم فراکتال ها شاخص هایی در نمودارهای شمعی یا کندل استیک هستند که نواحی معکوس در بازار را معین می کنند. تریدرها معمولاً از فراکتال بهره جویی می کنند تا در مورد سمت و سویی که قیمت رشد می کند به نتیجه مطلوب در تحلیل برسند. Fractal هنگامی پا به عرصه ی وجودی میگذارد که الگوی قیمت خاصی روی نمودار اتفاق بیوفتد.

روش‌های کلیدی در تشخیص و یا شناسایی فراکتال

به‌وجودآمدن Fractal بالا:

باید دانست فراکتال روبه‌بالا زمانی پا به عرصه وجودی و تشکیل شدن می‌گذارد که یک کندل دارای دو کندل در سمت راست آن با دو پله سایه (شَدو، فتیله) پایین و حداقل دو کندل در سمت چپ آن، با دو پله سایه( محدودیت های الگوی مستطیل شَدو، فتیله) پایین‌تر باشد.

فراکتال صعودی زمانی رخ می‌دهد که یک نقطه کم (نزول مقطعی) با دو شمع کم‌ارتفاع‌تر ولی در بالای آن ملازمت داشته باشد.

  • دو کندل که حد پایین‌تر را در سمت چپ نشان می‌دهند.
  • این الگو بیش از اندازه بالاتر است.
  • دو کندل که حد پایین را در سمت راست به معرض نمایش می‌گذارند.

Fractal

به‌وجودآمدن Fractal پایین:

لازم است بدانیم فراکتال‌های رو به پایین زمانی به وجود می‌آیند که یک کندل با دو شمع در سمت راست با سایه (شَدو، فتیله) های بالاتر و دو کندل در سمت چپ با دو پله سایه( شَدو، فتیله) بیشتر باشد.

فراکتال‌های نزولی هنگامی اتفاق می‌افتند که یک نقطه مرتفع (صعود مقطعی) با دو پله سایه (شَدو، فتیله) صعود کمتر وجود داشته باشد.

  • دو کندل که پایین‌های بالاتر را در سمت چپ نمایش می‌دهد.
  • این الگو (فراکتال) زیر پایین، پایین.
  • دو کندل که پایین‌های بالاتر را در سمت راست شناسایی می‌کنند.

Fractal

تفاوت بین اندیکاتور فراکتال و الگوهای نموداری

باید بر این موضوع واقف آییم که الگوی Fractal بدین‌جهت منحصربه‌فرد و خاص تلقی می‌شود که الگوی قیمتی را تشخیص و شناسایی کرده و بر روی نمودار نشانه‌گذاری می‌کند.
فراکتال‌ها الگوهای پنج میله‌ای منحصربه‌فردی هستند که خواهیم توانست آن ها را بر روی نمودار رسم کنیم. اگرچه این الگوها محدود به پنج نوار قیمتی نمی‌باشند. در این جا لازم است بدانیم که الگوهای نموداری دربرگیرندهٔ شمایل گوناگون همچون؛ مثلث‌ها، الگوی مستطیل و الگوی کنج می‌باشند. اگرچه بعضی از نرم‌افزارها الگوهای نمودار را بر روی نمودار نشانه‌گذاری می‌کنند، اما اکثر نمودار شناسان اقدام به پیداکردن الگوهای نموداری را به صورت دستی کرده و آنان را جدا و تفکیک می‌کنند.

محدودیت‌های بهره‌جویی از نشانگر فراکتال

یک از اساسی‌ترین مشکلات این الگو آن است که تعداد فراوانی از آنان موجود است. آنان به‌کرات و مداوم رخ می‌دهند و سعی و کوشش برای نشان‌دادن واکنش به‌تمامی آنان ممکن است، موجب تضررهای بسزایی به سرمایه‌گذار باشد. به این موارد یاد شده، سیگنال، گفته می‌شود. پس، سیگنال‌ها را با کمک بعضی از شاخص‌ها یا سایر فرم‌های به تجزیه‌وتحلیل بپردازید.
الگوی Fractal دربرگیرندهٔ 5 کندل می‌باشد و نشانگر آن است که در چه ناحیه‌ای قیمت برای بالارفتن کوشش نموده است. در این حالت الگوی فراکتال بالا یا پایین‌تر نمایان می‌شود و بدین صورت فراکتال پایین ظاهر می‌شود.
باید بدانیم از آنجایی‌که فراکتال‌ها یک الگوی پنج کندلی هستند، کندل پنجم در مجموعه باید بسته (Closed) و تکمیل شود. پیش از آنکه تصمیمات تجاری بر مبنای آن فراکتال مخصوص فائق آمده و ساخته شود.
کندل پنجم به گونهٔ کندل استیک فراکتال باید پیش از تصمیم‌گیری در مورد ترید و معامله بسته (Closed) شود.
علت این امر آن است که قیمت قادر خواهد بود در مدتی که کندل پنجم به وجود می‌آید، حرکت کند.

باید دانست اگر قیمت بالاتر از بالاترین سطح یا پایین‌ترین سطح پایین در حرکت باشد، به گونه ای که الگو هنوز در حال تشکیل شدن باشد، علامت و نشانگر اندیکاتور فراکتال از نمودار قیمت شمای کاربر غیب و ناپدید خواهد شد؛ پس برای اطمینان خاطر از تأیید الگوی فراکتال باید در انتظار تکامل این الگو باشید.
شاخص‌های Fractal برای تعیین و تشخیص جهت بازار مورد بهره جویی قرار می گیرند.

ضمن آنکه تریدرها قادرند، از الگوهای Fractal برای معین کردن جهات احتمالی قیمت در یک بازار بهره بجویند.

شاخص فراکتال به ما چه می گوید؟

باید بدانیم که علامت ها یا نشانگر Fractal به طور مداوم و به کرات سیگنال خلق می کنند. این اندیکاتور، نشانگر آن است که احتمال تغییر روند وجود دارد. این بدین علت است که فراکتال ها به طور کلی نشانگر شکل یو U هستند. باید دانست یک فراکتال نزولی موجب می شود که قیمت به سوی بالا و سپس به سوی پایین میل کند و یک وارون بزرگ به وجود آورد. در سویی دیگر یک فراکتال صعودی زمانی رخ می دهد که قیمت در حال افت باشد اما پس از آن آغاز به حرکت می کند و یک U را به وجود می آورد.

از آنجایی که فراکتال ها به کرات رخ می دهند و بسیاری از سیگنال ها نواحی ورود برای معامله ی مطمئن قابل اعتمادی محسوب نمی شوند، این الگوها عموماً با بهره وری از دیگر شمایل از تجزیه و تحلیل فنی فیلتر خواهند شد. با ادغام فراکتال ها و تجزیه و تحلیل روند مدنظر، ممکن است یک تریدر تصمیم بگیرد که فقط سیگنال های Fractal افزایشی را در دستور کار خود قرار دهد و ترید کند در صورتی که روند قیمت افزایش یافته است. اما اگر روند نزولی باشد، امکان دارد تنها در سیگنال های فراکتال نزولی تریدهای کوتاه مدت صورت پذیرد.

معرفی چند الگوی ادامه دهنده قدرتمند در تحلیل تکنیکال

به گزارش بازار، در این مقاله قصد داریم به معرفی چند الگوی ادامه دهنده روند در تحلیل تکنیکال بپردازیم. همان‌طور که می‌دانید، روش‌های بسیار زیاد و متنوعی برای بررسی نمودارها بر اساس تحلیل تکنیکال وجود دارد. تحلیل‌گران بر اساس هدف و استراتژی خود به انتخاب یکی از این روش‌ها یا استفاده از چند روش به صورت هم‌زمان می‌پردازند و بعد از کسب تجربۀ لازم، به این نتیجه می‌رسند که کدام یک از این روش‌ها برای آنها مناسب‌تر و سودده‌تر خواهد بود.

فارغ از اینکه از چه روش و استراتژی برای تحلیل نمودارها استفاده می‌کنید، باید بدانید که نمودارها بازتاب‌دهنده تمامی عوامل فاندامنتال و تکنیکالی هستند که در بازه زمانی مورد نظر شما اتفاق افتاده‌اند و بر قیمت رمزارز یا دارایی مورد نظر شما تأثیر گذاشته‌اند. بنابراین نمودارها یکی از اجزای اصلی و مهم در ترید و محدودیت های الگوی مستطیل معامله‌گری هستند.

الگوی ادامه دهنده (Continuation Pattern) چیست؟
همان‌طور که می‌توان از روش پرایس اکشن یا روش‌های دیگر موجود در بازارهای مالی استفاده کرد، امکان تشکیل الگوهای قیمتی در بازه‌های زمانی مختلف و کسب سود از آنها نیز وجود دارد. برخی از این الگوها، الگوهای بازگشتی قیمت هستند، برخی نشان‌دهنده کاهش شتاب و قدرت در نمودار و برخی جزو الگوهای ادامه دهنده روند هستند.

الگوی ادامه دهنده روند الگویی است که با تشکیل آن در میانۀ یک روند، تحلیلگران متوجه می‌شوند که روند موجود فعلاً ادامه خواهد داشت. بعد از تشکیل و مشاهدۀ هر یک از الگوهای ادامه دهنده، نمودار قیمت برای مدتی وارد فاز استراحتی یا فشردگی می‌شود و سپس بعد از خروج از آن الگو به روند قبلی خود ادامه می‌دهد.

در ادامه به معرفی چند الگوی ادامه دهنده روند خواهیم پرداخت.

الگوی ادامه دهنده پرچم مستطیل (Flag)

الگوی پرچم مستطیل یک الگوی ادامه دهنده روند است که بعد از روندهای بسیار قوی تشکیل می‌شود. فارغ از جهت روند، الگوی پرچم مستطیل از یک بدنۀ زاویه‌دار و شیب‌دار و یک میلۀ بلند تشکیل می‌شود. میله (Pole) پرچم نشان‌دهنده روند موجود و قدرت آن است.

بدنه (Body) یک پرچم چه نزولی باشد و چه صعودی، نشان‌دهندۀ استراحت بازار بعد از یک روند است. نام این الگو با توجه به شکل ظاهری و شباهتی که با پرچم‌های پارچه‌ای دارد، انتخاب شده است.

معامله بر اساس الگوی پرچم مستطیل بسیار ساده است. با توجه به مشخص بودن جهت محدودیت های الگوی مستطیل روند قبل از ورود به بدنه الگوی پرچم مستطیل، تنها لازم است که منتظر بمانیم تا نمودار قیمت از بدنۀ پرچم خارج شود. بعد از خارج شدن نمودار قیمت از بدنۀ پرچم مستطیل، هدف قیمتی به اندازه طول میلۀ پرچم خواهد بود.

معمولاً در بدنه پرچم، ۵ موج شکل می‌گیرد و بعد از تشکیل موج پنجم، بدنۀ پرچم رو به بیرون شکسته خواهد شد.

الگوهای ادامه دهنده پرچم مستطیل اغلب با شکست‌های قدرتمندی همراه هستند. برای پیش‌بینی قدرت شکست‌ها، تحلیلگران به عمق بدنه، زاویۀ شیب و تعداد موج‌های موجود در بدنه توجه می‌کنند. هر چه شیب بدنه بیشتر باشد، شکست الگو با قدرت بیشتری صورت می‌گیرد.

تحلیلگران باتجربه توصیه می‌کنند که در صورت مشاهده چنین الگوهایی، بعد از تأیید شکست و اطمینان از شکست معتبر، به پوزیشن‌های جدید وارد شوید.

الگوی ادامه دهنده پرچم مثلث (Pennant)
الگوی ادامه دهنده پرچم مثلث بسیار شبیه به الگوی قبلی است. تنها تفاوت آن با الگوی قبلی این است که شکل آن به صورت مثلث است. این الگو نیز معمولاً در اواسط یک روند دیده می‌شود. یکی دیگر از تفاوت‌های الگوی پرچم مثلث با الگوی پرچم مستطیل این است که نمودار قیمت در پرچم مثلث در یک محدودۀ باریک حرکت می‌کند و حرکات قیمتی قبلی تقریباً به صورت عمود و با زاویه خیلی کم است.

علاوه بر این، بعد از تشکیل این الگوی ادامه دهنده و ورود نمودار قیمتی به این الگو، حجم معاملات به شدت کاهش می‌یابد و بعد از شکست این الگو، حجم مجدداً افزایش پیدا می‌کند.

مواردی که گفته شد باعث می‌شود که این الگو از الگوهای مثلث و پرچم جدا شود. این الگو شبیه به یک مثلث کوچک است که بر یک میلۀ کشیده و بلند قرار گرفته است.

الگوی پرچم مثلث نیز از یک بدنه و یک میله تشکیل شده است و همانند الگوی پرچم مستطیل طول بدنه نشان‌دهنده هدف قیمتی بعد از شکست بدنه است. در این الگو نیز معمولاً بدنه بعد از تشکیل ۵ موج شکسته خواهد شد.

الگوی ادامه دهنده مثلث (Triangle)
یکی دیگر از الگوهای ادامه دهنده، الگوی مثلث است. این الگو در نمودار شکلی شبیه به مثلث دارد و بسته به نوع مثلثی که تشکیل می‌شود، بدنه‌ای متشکل از قله‌هایی با ارتفاع‌های متفاوت دارد. الگوهای مثلث معمولاً در انتهای روند موجود در بازار شکل می‌گیرند و با توجه به جهت روند موجود، می‌توانند نشانه‌ای از ادامۀ پرقدرت یا ضعیف روند موجود باشند.

سه نوع مثلث وجود دارد که در ادامه به بررسی کلی هر یک از آنها خواهیم پرداخت: مثلث متقارن، مثلث افزایشی و مثلث کاهشی.

معمولاً در هر نقطه از یک روند که مثلث متقارنی تشکیل و مشاهده شود، نشان‌دهنده ادامه‌دار بودن آن روند است. این مثلث معمولاً از ۶ نقطه تشکیل می‌شود که این تعداد برخورد، برای تشکیل بدنۀ مثلث نیز لازم است.

اینکه ادامه‌دار بودن یک روند بعد از تشکیل الگوهای ادامه دهنده مثلث تا چه حد قدرتمند خواهد بود، بستگی به روندی دارد که قبل از تشکیل الگوی مثلث وجود داشته است.

اگر در یک روند نزولی، یک مثلث صعودی شکل بگیرد یا در یک روند صعودی، یک مثلث نزولی تشکیل شود، از احتمال ادامه‌دار بودن روند موجود کاسته می‌شود. البته باید این موضوع با استفاده از روش‌ها و ابزارهای دیگری نیز تأیید شود.

اما برعکس، اگر در یک روند صعودی، مثلثی صعودی شکل بگیرد یا در یک روند نزولی، مثلثی نزولی تشکیل شود، احتمال ادامه‌دار بودن روند بسیار قدرتمندتر از حالت قبلی است.

الگوی مثلث نیز همچون الگوهای قبلی از ۵ موج تشکیل می‌شود. هر چه تعداد این موج‌ها بیشتر شود، حرکتی که بعد از شکست این الگو صورت می‌گیرد، قدرتمندتر خواهد بود.

اگر قبل از رسیدن نمودار قیمت به محدودۀ یک‌سوم پایانی الگو، بدنه مثلث شکسته شود و خروج از الگو اتفاق بیفتد، حرکت بعد از آن بسیار قدرتمندتر خواهد بود. در صورتی که الگوی مثلث در دوسوم ابتدایی خود شکسته نشود و نمودار قیمت وارد محدودۀ یک سوم پایانی شود، الگو به نوعی اعتبار خود را از دست می‌دهد و در صورتی که به طور کل منقضی نشود، حرکت بعد از شکست این محدوده خیلی پرقدرت نخواهد بود.

هدف قیمتی الگوی مثلث بعد از شکست، به اندازه قاعده مثلث خواهد بود.

سخن پایانی
در این مقاله به بررسی مفهوم الگوهای ادامه دهنده و معرفی برخی از آنها پرداختیم. توجه داشته باشید که تشکیل یک الگوی ادامه دهنده زمان‌بر است و ممکن است همیشه نتوانید یک الگوی ادامه دهنده را در نمودار مورد نظر خود بیابید. تشخیص الگوها نیاز به تمرین و بررسی زیاد دارد، اما بعد از اینکه یکی از این الگوها در نمودار دیده شد، می‌توانید از اهداف قیمتی آن و ادامه دار بودن روند، بسته به نوع الگوی تشکیل‌شده، استفاده کنید و برای چگونگی معاملات خود تصمیم‌گیری نمایید.

نکته دیگری که وجود دارد این است که ممکن است گاهی این الگوها مطابق با حالت معمول و پیش‌بینی شما پیش نروند و با خطا مواجه شوند. بنابراین پس از آنکه تأییدات لازم را با استفاده از روش‌های دیگر موجود به دست آوردید، برای ورود یا خروج از یک پوزیشن معاملاتی تصمیم بگیرید.

تئوري امواج الیوت

آموزش تحلیل تکنیکال

بر اساس آموزش تحلیل تکنیکال، رالف نلسون الیوت در سال 1938، طبق مشاهدات و تحقیقات گستردهای که انجام داده بود، نظریهای در مورد تغییرات قیمت بیان کرد که به کمک آن میتوانستید در قالب الگوهایی مشخص و البته تکرار شوندهی امواج، دورههای حرکتی قیمت را تفسیر کنید. در امواج ذکر شده، روانشناسی تودهی مردم را در گونهی قالب موجها و الگوهایی که مشخص و تکرار شونده هستند میبینیم. طبق نظر الیوت در آموزش تحلیل تکنیکال، ویژگیهایی که مرتبط با حرکات بازارهای مالی هستند طبق شرایطی نظیر احساسی، معقول، ابهام و منطق گروهی تشکیل میشوند و تغییرات قیمت از سه اصل تأثیر میپذیرند: الگو – نسبت و زمان. طبق نظر الیوت در مباحث آموزش تحلیل تکنیکال، اتفاقهای امروز بازار ناشی از گذشتهی قیمت هستند و با تحلیل کردن الگوهای تکرار شوندهی قبلی، میتوان وضعیت موجود را به حال و آینده نیز تعمیم داد.

بررسی قاعدهی کلی امواج در آموزش تحلیل تکنیکال

بر اساس آموزش تحلیل تکنیکال، رفتار انبوه مردم را میتوان در الگوهای روندها و بازگشتهای بازار، تشخیص داد و از هم شناخت. طبق نظر الیوت، این شناخت پذیری، قانون موجها است که در واقع برای مدلهایی که به نسبت برخی الگوها و اسلوبها، بزرگتر هستند، ساختارهای اتصال یافتهای میباشند. برای الگویی از اندازه و موج که یک درجه بالاتر نیز باشد، همین اصل برای بازگشتهای قیمت و شروع ساخته شدن قالب جدید بکار میرود. بر اساس آموزش تحلیل تکنیکال، اصل پایهای امواج متشکل از 5 موج محرک (مشخص شده با اعداد) و 3 موج اصلاحی (مشخص شده با حروف) میباشد.

طبق مطالب آموزش تحلیل تکنیکالل، دو حرکت کلی بازار را به وجود میآورند: 1- حرکت اصلی یا پیشرو (impulse) 2- حرکت اصلاحی (correction)

این حرکات به گونهای هستند که در تمامی حرکات بازار، این 2 حالت وجود داشته و بازار به طور مداوم در حال ساخت این امواج است.

امواج اصلی: حرکات پیشرو، ساختارشان 5 موجی است. طبق آموزش تحلیل تکنیکال، حرکت بازار در حرکات رو به جلو، در جهت اصلی است. لذا حرکات رو به جلو با ساختار 5 موجی که دارند، به سمتی حرکت میکنند که بازار تمایل به آن دارد.

آموزش تحلیل تکنیکال، حرکات رو به جلو با ساختار 5 ضلعی

امواج اصلاحی: معمولا در آموزش تحلیل تکنیکال و در مباحث دیگر کمتر به این نوع از موجها پرداخته شده و لذا تعریف دقیقی از آن زیاد در دسترس نیست. بنابراین امکان تشخیص و پیش بینی این امواج سخت است. اما یک نکته در مورد آنها کاملا مشخص است و آن اینکه امواج اصلاحی سه تا هستند و اصلا ساختار 5 موجی ندارند.

آموزش تحلیل تکنیکال، ساختار 3 ریز موجی امواج صلاحی

بر اساس آموزش تحلیل تکنیکال، یک موج حرکتی از 5 ریزموج شکل میگیرد که 3 موج در واقع انگیزشی هستند و دو ریزموج دیگر نیز اصلاحیاند. موج اصلاحی نیز همانطور که گفتیم از سه ریز موج تشکیل شده که دو موج آن انگیزشی و یک موج آن اصلاحی است. حرکت امواج انگیزشی، همیشه یا در جهت موج حرکتی است و یا در جهت موج اصلاحی که یک درجه بزرگتر از خود باشد. بنابراین طبق موارد بیان شده در آموزش تحلیل تکنیکال، هر درجهای از روند را که بررسی کنیم، حرکت هم جهت با موج اصلی 5 موجی و هم جهت با درجه بزرگتر اصلاحی 3 موجی خواهد بود.

آموزش تحلیل تکنیکال، بررسی حرکت در موج اصلی و اصلاحی

بر اساس مواردی که در آموزش تحلیل تکنیکال بیان شده، الیوت برای اینکه امواج را تقسیم بندی کند، از 9 درجه برای نامگذاری و شناسایی آنها استفاده کرد که در سالهای بعد شاگردان وی، به تفصیل زیاد، آن را 15 درجه کردند و با علائم عددی و حروفی، بیانگر مشخصات درجه و سیکل، مشخص نمودند.

البته در آموزش تحلیل تکنیکال عنوان میکنیم که، حرکات بازار یا انتظارات ما از بازار، اکثرا به شکل موجی و دورهای است و در همهی این درجات، مستقیم و یکسان نمیباشد.

به عبارتی به 5 موج صعودی و 3 موج نزولی رشد و نزول قیمتها در بازار و انتظارات انسانی گفته میشود. در واقع این الگوی 8 موجی است که دورههای متناوب صعود و نزول اقتصاد یا بازار را نشان میدهد.

بر اساس آموزش تحلیل تکنیکالل، سه هدف اصلی را میتوان برای قاعدهی کلی موجها متصور شد: پیشگویی مسیر بازار، مشخص نمودن نقطههای بازگشت و ارائهی راهنما برای ورود یا خروج از موقعیتهایی که معامله صورت میگیرد.

امواج حرکتی (Motive)، ساختار 5 موجی شماره دار 1 تا 5 هستند و در مسیر حرکت روند اصلی است که درجه بزرگتر میباشد.

طبق قانون سوم نیوتن، در برابر هر عملی، عکس العملی است، برابر و در خلاف جهت آن که دربارهی بازارهای مالی نیز این قانون صادق است. لذا در آموزش تحلیل تکنیکال بیان میکنیم که هر حرکت قیمت، چه نزولی باشد و چه صعودی، حتما باید با حرکت مخالف جهت آن همراه باشد اما به دلیل اینکه این دو حرکت با یکدیگر برابر نبوده و اندازهی موجها با نسبتهای فیبوناچی به همدیگر متصل میگردند، از این نظر با قانون سوم نیوتن متفاوت هستند.

طبق آموزش تحلیل تکنیکال، موجهای گرایشی همان موجهای اصلی یا کنش هستند و موجهای اصلاحی همان امواجی هستند که خلاف گرایش اصلی موج باشند. موج گرایشی، نشان دهندهی جهت اصلی قیمت است اما حرکت موج اصلاحی خلاف جهت آن است. موج اصلی از یکسری ساختارهایی تشکیل شده که در واقع موج گرایشی و اصلاحی در خود این ساختارها را دارند. به بیان دقیقتر، طبق آموزش تحلیل تکنیکال، موج گرایشی که به آن جهش یا impulse گفته میشود، متشکل از 5 قسمت است که 3 حرکت آن هم جهت با گرایش اصلی است (1، 3 و 5) که به این امواج، امواج گرایشی گفته میشود و دو حرکت نیز مخالف جهت گرایش هستند (2 و 4) که اصطلاحا به این دو، امواج اصلاحی گویند. به همین دلیل گفته میشود که موج جهشی یعنی ترکیب سه موج گرایشی و دو موج اصلاحی. در شکل 5-7، یک موج جهشی رو به بالا را محدودیت های الگوی مستطیل نشان میدهد.

موج 1

حرکت اولیهی سهام رخ داده است. دلیل رخداد این حرکت این بوده که به شکلی ناگهانی، بخشی از افراد معامله کننده (به دلایل متعدد خواه واقعی یا طبق تصور) احساس میکنند باید بخرند زیرا قیمتها پایین است. همین امر سبب رشد قیمت میگردد.

موج 2

در این مرحله، تعدادی از افراد معامله کنندهای که در موج اول هستند، احساس بیش از حد بالا رفتن اندازهی قیمتها را میکنند و اینکه سود مورد نظر خود را کسب کرده و معاملات خود را بستهاند. همین کار سبب سقوط مجدد سهام میشود اما تا حدی نیست که از قیمت ابتدای شروع موج اولی، پایینتر بیاید.

موج 3

طبق آموزش تحلیل تکنیکال، طولانیترین و قویترین موج، همین موج است. نظر اکثر افراد معامله کننده جذب بازار شده است. اکثر مردم نیز با تمایل پیدا کردن به خرید این سهام، جذب آن شدهاند که همین کار سبب بالا و بالاتر رفتن قیمت سهام میگردد. در اکثر مواقع، قیمت سقف موج سوم نسبت به موج اول بالاتر است.

موج 4

طبق آموزش تحلیل تکنیکال، مردم سود را دریافت کرده و معاملات را میبندند زیرا تصور آنها این است که قیمت خیلی بالا رفته است. اما این موج قوی نیست زیرا اعتقاد اکثر مردم به بالا رفتن قیمت است و در نتیجه باز هم میخرند.

موج 5

طبق آموزش تحلیل تکنیکال، موجی که در آن مردم دیوانه وار به بازار هجوم آورده و سهم میخرند، همین موج 5 است. در این موقع، مدیر عامل شرکتی به عنوان مدیر برتر سال روی جلد مجلات معتبر اقتصادی و مالی معرفی میگردد، که این سهم را ارائه کرده است. با اینکه وقتی به دلایل ورود افراد به بازار و خرید سهم نگاه میکنیم شاید خنده دار به نظر برسد اما در هر صورت قیمت سهم را بیش از حد بالا برده است. طبق آموزش تحلیل تکنیکال، وقتی الگوی ABC آغاز گردد، محدودیتها نیز شروع میشوند.

  • اشتراک در توییتر
  • اشتراک در فیسبوک
  • اشتراک در تلگرام
  • اشتراک در پینترست

مطالب زیر را حتما بخوانید:

آموزش تحلیل تکنیکال

الگوي نوسان انبساطی

الگوی نوسان انبساطی در آموزش تحلیل تکنیکال در آموزش تحلیل تکنیکال بیان میکنیم که خطوط الگو به حدی در نزد آلن اندروز اهمیت زیادی داشت که در آموزشهای خود به.

نوسان نمای STOCHASTIC

آموزش تحلیل تکنیکال، آشنایی با نوسان نمای استوکاستیک در آموزش تحلیل تکنیکالذکر شده که اندیکاتور یا شناساگر نوسان نمای استوکاستیک یا Stochastic در اواخر دهه ی 1950 میلادی معرفی گردید.

الگوی مستطیل

الگوی مستطیل

آشنایی با الگوی مستطیل در آموزش تحلیل تکنیکال در این سری از مباحث آموزش تحلیل تکنیکال، به بررسی سایر الگوهای تمدیدی می پردازیم. الگوی مستطیل از انواع الگوهای تمدیدی است.

الگوی پرچم همگرا

الگوی پرچم همگرا

آموزش تحلیل تکنیکال و الگوی پرچم همگرا در روند صعودی الگوی پرچم همگرا در روند صعودی و بررسی آن در آموزش تحلیل تکنیکال در این قسمت از آموزش تحلیل تکنیکال.

آموزش تحلیل تکنیکال، بررسی نوسانگرنماها

اسیلاتورها یا نوسانگرنماها

آموزش تحلیل تکنیکال، بررسی نوسانگرنماها یا اسیلاتورها طبق آموزش تحلیل تکنیکال، نوسانگرنماها یا اسیلاتورها که در دسته ی اندیکاتورهای پیش رو یا Leading قرار محدودیت های الگوی مستطیل دارند به دسته های زیر تقسیم.

الگوی شمعی

الگو های دو شمعی و سه شمعی

با الگوهای ترکیبی دو شمعی به کمک آموزش تحلیل تکنیکال آشنا شویم از نمونه الگوهای ترکیبی دو شمعی که قصد داریم در این مطلب از آموزش تحلیل تکنیکال به آن.

الگوی سقف سه قلو در آموزش تحلیل تکنیکال

الگوی سقف سه قلو

بررسی الگوی سقف سه قلو در آموزش تحلیل تکنیکال آموزش تحلیل تکنیکال، تشکیل الگوی سقف سه قلو از انواع الگوی بازگشتی طبق آموزش تحلیل تکنیکال، قله در واقع یک الگوی.

آموزش تحلیل تکنیکال

نسبت های الیوت

آموزش تحلیل تکنیکال و بررسی نسبتها و اندازه گیری موج طبق شکل زیر از آموزش تحلیل تکنیکال، برای محاسبهی طول هر موج، فاصلهی عمودی شروع تا پایان موج را اندازه.

الگوی مثلث کاهشی

بررسی الگوی مثلث کاهشی در آموزش تحلیل تکنیکال مطابق با آموزش تحلیل تکنیکال، این الگو نیز نمونهای از تغییرات قیمت میباشد به نحوی که در هنگام نزول در محدودهی حمایت،.

آموزش تحلیل تکنیکال

امواج الیوت و تئوری اندروز

آموزش تحلیل تکنیکال، کانالهای الیوت و کاربرد آن بر اساس آموزش تحلیل تکنیکال و همانطور که در شکل زیر مشاهده میکنید، پس از تشکیل شدن موج 5، انتهای این موج.

الگوي تخته شیرجه

الگوي تخته شیرجه

آشنایی با الگوی تخته شیرجه در آموزش تحلیل تکنیکال آموزش تحلیل تکنیکال، الگوی تخته شیرجه و بخشهای آن طبق آموزش تحلیل تکنیکال، در نمودار هفتگی شاهد سه بخش در الگوی.

آموزش تحلیل تکنیکال

روانشناسی الگوی مستطیل

بررسی الگوی مستطیل نزولی در آموزش تحلیل تکنیکال الگوی مستطیل نزولی در آموزش تحلیل تکنیکال آشنایی با روانشناسی الگوی مستطیل در آموزش تحلیل تکنیکال بر اساس موارد بیان شده ی.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.