میلیاردر شدن شانسی است؟


نُه میلیاردر که در خانواده فقیر به دنیا آمدند

یک ضرب‌المثل انگلیسی هست که می‌گوید: «لازم نیست با یک قاشق نقره‌ای در دهان به دنیا بیایید تا ثروتمند شوید!». اگر بخواهیم به زبان فارسی ساده این عبارت را حلاجی کنیم، باید بگویید لازم نیست حتماً در خانواده‌ای سرشناس و مشهور به دنیا بیایید تا ثروتمند شوید. بسیاری از افراد بوده‌اند که با وجود خانواده پولدار، به جایی نرسیده‌اند و برعکس بسیاری افراد بوده‌اند که در خانواده‌ای بسیار فقیر به دنیا آمده‌اند و شهرتشان جهانی شده است.

این ۹ نمونه، نمونه‌هایی از افراد دسته دوم هستند. ثروتمندانی که در خانواده فقیر به دنیا آمدند. بخوانید و از آن‌ها الهام بگیرید.

هارولد هام (Harold Hamm)

هارولد هام، با ۱۸ میلیارد دلار دارایی، جزو برترین میلیاردرهای دنیاست. او در صنعت نفت و گاز سرمایه‌گذاری می‌کند. اما هیچ‌کس به این فکر نمی‌کند که چه کودکی غم‌انگیز و فقیرانه‌ای را تجربه کرده است و در چه خانواده فقیر ی به دنیا آمد.
آن‌ها ۱۳ بچه بودند که شاید حتی نان برای خوردن نداشتند. او مجبور شد وقتی زیر ۱۰ سال سن داشت، از طریق پنبه‌زنی، نانش را در بیاورد و چندسالی هم در یک پمپ بنزین دور افتاده کار می‌کرد.

او داستان جالبی تعریف می‌کند از اینکه چطور توانست پولدار شود: «من منبع الهام جالبی داشتم! یک کوزه گلی زیبا! شاید باورش سخت باشد اما آن کوزه، الهام بخش من شد. من در کارگاه یکی از دوستانم می‌دیدم که چطور به کوزه سیلی می‌زد و آن را ورز می‌داد تا آن تکه گل، به کوزه‌ای زیبا تبدیل شد. با خود گفتم تحمل سختی‌ها و مشکلات، در نهایت باعث می‌شود چیز زیبایی از من درآید. برای همین با جان و دل سختی‌ها را پذیرفتم و سخت تلاش کردم…»

او از طریق پمپ بنزین با یکی از مدیران بخش انرژی آشنا شد و توانست کاری ساده در اداره بگیرد. اما با نبوغ و هوش سرشارش، پله‌های ترقی را به سرعت طی کرد و همزمان با گرفتن مدرک تحصیلی‌اش از دانشگاه، به یکی از مدیران شرکت تبدیل شد. او همین راه را ادامه داد و اکنون از بزرگترین مدیران انرژی در آمریکا و دنیاست.

هارولد هام (Harold Hamm)

اُپرا وینفری (Oprah Winfrey)

مطابق آمارهای رسمی خانم وینفری اکنون به عنوان بزرگترین خیر و نیکوکار سیاه پوست در تاریخ ایالات متحده آمریکا به شمار می‌رود. او همچنین از زنان پرنفوذ و جزو ۱۰۰ فرد تاثیرگذار در دنیاست و ۳ میلیارد دلار دارایی خالص دارد.

اما اگر نگاهی به گذشته خانم وینفری بیندازیم، می‌بینیم که او نه تنها در خانواده فقیر و فلاکت مطلق زندگی می‌کرد، بلکه بارها مورد آزار و اذیت قرار گرفت. شاید بسیاری از افراد با قرار گرفتن در چنین موقعیت‌هایی، هرگز نتوانند به زندگی عادی بازگردند، چه برسد به اینکه پولشان از پارو بالا برود و جزو محبوب‌ترین زنان دنیا شوند.

او سال‌های کودکی را نزد مادربزرگش گذراند اما در همان سنین کودکی دو بار مورد آزار و اذیت قرار گرفت. خانواده او حتی توان خرید لباس برای او را نداشتند و اپرا خیلی وقت‌ها گونی می‌پوشید!

او مجبور شد از خانه فرار کند و آواره شود. خانم وینفری تقریباً هر نوع سختی که فکرش را بکنید تحمل کرد تا اینکه تصمیم گرفت به دنبال رویاهایش برود.

او به نویسندگی علاقه زیادی داشت. همزمان با کار نویسندگی در یک ایستگاه رادیویی مشغول کار نیمه وقت شد. شانس در این زمان با او یار شد و توانست در مسابقه زیبایی، مقام کسب کند. سپس در ۱۹ سالگی با اصرار و پیگیری فراوان، اجرای آزمایشی یک برنامه رادیویی را بر عهده گرفت.

نقطه عطف بزرگ زندگی خانم وینفری اما؛ وقتی بود که اجرای یک برنامه تلویزیونی به عهده او گذاشته شد. به زودی با خلاقیت‌ها و نوآوری‌هایی که در ساخت برنامه تلویزیونی از خود نشان داد، بینندگان زیادی را مجذوب برنامه‌اش که «اپراشو» نام داشت، کرد.

داستان زندگی خانم وینفری سرشار از بالا پایین‌ها و درس‌های بسیار زیاد است. اپرا اکنون نه تنها به عنوان یک فرد بسیار ثروتمند و مشهور شناخته می‌شود، بلکه با کارهای انسان دوستانه و دست و دلبازی بی حدش، به نمادی از بخشش تبدیل شده است.

اُپرا وینفری (Oprah Winfrey)

هاوارد شولتز (Howard Schultz)

hگر اهل قهوه نوشیدن باشید، حتماً اسم برند استارباکس به گوشتان خورده است. آقای شولتز، رئیس استار باکس است. ارزش شرکت او که در ۷۳ کشور دنیا، ۲۳۰۰۰ شعبه دارد، به ۸۵ میلیارد دلار می‌رسد. با این حال، این تاجر موفق در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد. پدرش راننده کامیون بود.

آقای شولتز توانست در کنار تحصیل در دانشگاه، آری نیمه وقت در یک شرکت قهوه سازی پیدا کند. اما نگاه خلاقانه او به صنعت قهوه باعث شد استارباکس را بنیان نهد. او نمی‌خواست مانند پدرش فقیر بماند. برای همین در همان شرکت به سرعت پله‌های ترقی را طی کرد و به مدیر فروشی شرکت رسید.

شولتز در خاطرات خود می‌نویسد: «زمانی که برای اولین بار وارد فروشگاه استارباکس شدم، انگار در خانه خودم بودم. توضیحش سخت است، اما می‌دانستم در مکان خاصی هستم، محصول آن‌ها به نوعی با من صحبت می‌کرد. من هیچ‌وقت یک فنجان قهوه خوب نخورده بودم. در ملاقاتی که با بنیانگذاران شرکت داشتم و برای اولین بار داستان قهوه خوب را شنیدم»؛ آنجا بود که با خود گفتم: «خدای من، این همان چیزی است که می‌خواهم به عنوان حرفه در تمامی عمرم انجام دهم». او نمی‌دانست که این ملاقات چگونه زندگی‌اش و همچنین تاریخ قهوه را متحول خواهد ساخت.

آقای شولتز تعریف می‌کند که از همان زمان کودکی از اینکه در فقر مطلق زندگی می‌کنند، احساس شرم می‌کرد و عزمش را جزم کرده بود تا آینده‌ای رؤیایی برای خود بسازد. او از اینکه به پدرش به دلیل بی پولی احترام نمی‌گذارند، خجالت می‌کشید و نمی‌خواست این اتفاق برای خودش هم بیفتد. همین امر انگیزه‌ای شد برای ساخت یک آینده دلپذیر…!

هاوارد شولتز (Howard Schultz)

رالف لورن (Ralph Lauren)

سومین فرد داستان ما که در خانواده فقیر به دنیا آمد، رالف لورن است. او طراح مد و زیبایی و صاحب یکی از بهترین برندهای دنیاست که احتمالاً شما هم حداقل یک تیشرت از آن در خانه دارید: پولو! آقای لورن ۷ میلیارد دلار دارایی خالص دارد.
خانواده او مهاجرانی بودند که از بلاروس به آمریکا رفته بودند. پدر او نقاش ساختمان بود. رالف از نوجوانی بعد از مدرسه کار می‌کرد تا بتواند برای خودش لباس بخرد. سپس وقتی به دانشگاه رفت، کراوات‌های یک برند خاص را به دوستانش می فروخت.

او به دلیل فقر مجبور شد از دانشگاه انصراف بدهد. اما با جستجوی زیاد توانست در فروشگاه‌های زنجیره‌ای پوشاک آمریکا (برادران بروکز) کاری پیدا کند. اما به این راضی نشد. او یک حامی مالی پیدا کرد و یک فروشگاه کراوات راه‌اندازی کرد و کراواتهایی که شخصاً آنهارا طراحی می‌کرد، تحت نام برند «پولو» عرضه می‌کرد.
یک دهه بعد این برند بدل به یک برند جهانی شد و اولین فروشگاه پولو در لندن افتتاح شد. آقای لورن سپس خط تولید پولو اسپرت، به منظور تولید پوشاک ورزشی و خط تولید لباس بانوان را راه انداخت.

رالف لورن (Ralph Lauren)

لری الیسون (Larry Ellison)

آقای الیسون، مدیرعامل شرکت اوراکل، یکی از غول‌های صنعت کامپیوتر است و 60 میلیارد دلار دارایی خالص دارد. او در یک شهر ثروتمند اما در خانواده‌ای بسیار فقیر به دنیا آمد. او البته گفته هرگز در مورد به دنیا آمدن در یک خانواده فقیر، شکایتی نکرده است.

خانواده‌اش آنقدر فقیر بودند که از عهده نگهداری‌اش برنیامدند. او را به ناچار به دایی‌اش سپردند. اما در این میان دایی او هم ورشکست شد و تمام دارایی‌اش را از دست داد. سختی‌های زندگی او را به فردی منزوی و تنها بدل کرده بود. او به سختی در دانشگاه قبول شد، اما دانشگاه به دلیل عملکرد ضعیف، او را اخراج کرد. آقای الیسون در طول همان مدت کم، برنامه نویسی را در دانشگاه یاد گرفت و به صورت فریلنس برای دیگران به صورت پاره وقت کار می‌کرد.

آقای الیسون فرد بسیار خلاقی بود. او در این زمان به شرکتی رفت که رقیب مستقیم سونی محسوب می‌شد. در این شرکت او پروژه‌ای را کلید زد که باعث شد شرکت در زمینه‌هایی خاص، شرکت رقیب را شکست دهد. در این زمان بود که توجهات به آقای الیسون جذب شد. او نام پروژه‌اش را اوراکل گذاشت و مدتی بعد شرکت خود را تأسیس کرد. شرکتی که یکی از بزرگترین شرکت‌های سخت افزاری و نرم افزاری دنیا محسوب می‌شود.

لری الیسون (Larry Ellison)

شلدون ادلسون (Sheldon Adelson)

آقای ادلسون یکی از معروف‌ترین هتلداران جهان با ثروتی در حدود 35 میلیارد دلار است. اما همه می‌دانند که در چه خانواده‌ای به دنیا آمد و چطور رشد کرد.
پدرش راننده تاکسی و مادرش صنایع دستی درست می‌کرد. با اینکه خانواده آقای ادلسون زندگی فقیرانه‌ای داشتند، اما او از همان ابتدا، هوش مالی خوبی داشت و از ۱۲ سالگی می‌دانست که از زندگی چه می‌خواهد.

به همین خاطر از همان سنین کم به فروش لوازم آرایش پرداخت، سپس به دانشگاه رفت و ترک تحصیل کرد و در نهایت بعد از خدمت در ارتش به دنیای بازارهای مالی گام گذاشت. او از بازارهای مالی و همچنین سرمایه‌گذاری روی تورهای چارتری، سرمایه خوبی به دست آورد. اما یک ورشکستی بد به سراغش آمد که شاید اگر افراد عادی به جای آقای ادلسون بودند، دیگر کمرشان زیر بار چنین شکستی راست نمی‌شد.
اما او دوباره بلند شد و راه رفته را باردیگر طی کرد. سپس فوراً سرمایه‌هایش را در املاک و مستغلات به کار گرفت و کسب‌وکار اصلی‌اش یعنی هتلداری را کلید زد.
او اکنون به جز هتلداری در صنایع کامپیوتر و انتشارات دارای شرکت‌های زیادی است.

شلدون ادلسون (Sheldon Adelson)

آلان گری (Alan Gerry)

آلان گری، یکی از میلیاردرهای آمریکایی است و بیش از ۳ میلیارد دلار دارایی خالص دارد.
او در خانواده فقیر به دنیا آمد. در جوانی، به کار تعمیرات تلویزیون و نصب و تعمیر آسانسور پرداخت. اما شهری که در آن زندگی می‌کرد کوهستانی بود و تلویزیون‌ها معمولاً موفق به پخش برنامه‌ها نمی‌شدند. آقای گری با خلاقیت بی مثالش در بالای کوه‌ها، آنتن‌های بزرگی نصب کرد. او برای این کار شرکت‌های بزرگ را مجاب کرد تا سیستم‌های تلویزیونی کابلی راه اندازی کنند.

از بزرگترین نقاط قوت آقای گری، قدرت مذاکره و ایجاد روابط بود. در قدرت همین نقاط قوتش همین بس که با وجود اینکه تعمیرکار ساده بود، توانست ۷ تاجر بزرگ را برای سرمایه‌گذاری مجاب کند و خود اداره امور آن‌ها را به دست بگیرد.

او کم کم توانست با این تجار شراکت کند و از آن‌ها اهرمی درست کند برای بالا بردن خودش!
آقای گری پایه‌گذار بسیاری از صنایع در آمریکا شد. مثلاً او اولین کسی بود که اپراتور کابلی برای استقرار کابل فیبر نوری به کار برد.
شرکت او به زودی به هشتمین شرکت کابلی بزرگ دنیا تبدیل شد و اکنون چندین میلیارد دلار سود آوری دارد.

آلان گری (Alan Gerry)

جان پل دخوریا (John Paul DeJoria)

جان پل دخوریا یکی از برترین کارآفرینان آمریکایی با حدود 4 میلیارد دلار ثروت است و در زمینه تولید محصولات آرایشی کار می‌کند.
خودش در مورد اینکه در چه خانواده‌ای به دنیا آمده است می‌گوید: «ما خانواده بسیار فقیری بودیم، اما واقعاً این را حس نمی‌کردیم. به یاد دارم که مادر به برادرم می‌گفت: ما تنها ۲۷ سنت پول داریم، اما غذا داریم، یک باغچه کوچک داریم و می‌توانیم بخندیم، بنابراین ما یک خانواده ثروتمندیم !»

آقای دخوریا تعریف می‌کند که هیچ‌وقت حس نکرده است که فقیر است. بنابراین هرگز ذهنیت فقیری در مغزش شکل نگرفته است و همین راز موفقیت اوست.

والدین آقای دخوریا زمانی که جان تنها دو ساله بود از هم طلاق گرفتند و در نه سالگی وی به همراه برادر بزرگ‌تر خود شروع به فروش کارت پستال و روزنامه برای تأمین هزینه‌های خانواده‌اش کرد. البته زندگی او به جایی رسید که مادرش از توانایی لازم برای نگهداری دو فرزند خود برخوردار نبود، بنابراین ناچاراً آن‌ها را به نوانخانه ای در لس آنجلس فرستاد. از این رو جان پل ارزش پشتکار و کار سخت را از همان دوران کودکی تجربه کرده است.

نقطه عطف زندگی او در جایی بود که معلم ریاضی‌اش به او گفت هرگز به موفقیتی دست پیدا نخواهد کرد. همین موضوع انگیزه‌ای شد تا آقای دوخوریا سخت کار کند. از جمع آوری پلاستیک و زباله تا فروش روزنامه و سرایداری در خانه‌های مردم.

نقطه عطف دوم زندگی آقای دوخوریا استخدامش در مجله تایم به عنوان بازاریاب بود. او سپس به شرکتی در زمینه محصولات آرایشی رفت و فهمید که محصولاتی که مردم به آن نیاز دارند را هیچ شرکتی تولید نمی‌کند.

جالب اینجا بود که شرکت مورد نظر نه تنها با پیشنهاد او مبنی بر تولید برخی محصولات تازه موافقت نکرد، بلکه او را از کار اخراج کردند. اما او ناامید نشد و با وامی به مبلغ تنها ۷۵۰ دلار، خودش شروع به تولید محصول مورد نظرش کرد.
آن‌ها برای بازاریابی محصولشان، به سالن‌های آرایشی می‌رفتند و آن را به صورت رایگان در اختیار آرایشگاه‌ها قرار می‌دادند. به زودی آوازه محصلشان در همه جا پیچید و شرکتشان چندبرابر شد.

جان پل دخوریا (John Paul DeJoria)

جی کی رولینگ (J.K. Rowling)

محال است صفحه‌ای از کتاب‌های هری پاتر را نخوانده یا صحنه‌هایی از فیلم‌های آن را ندیده باشید!
خانم جی کی رولینگ تعریف می‌کند که در زمان کودکی در محله‌ای فقیر نشین زندگی می‌کرده‌اند و پولی در بساط نداشتند. در عوض همیشه ذهن خلاقانه‌ای داشته و به همه چیز نگاهی ماورایی و تخیلی می‌کرده است. مثلاً سعی می‌کرده مانند جادوگرها لباس بپوشد و از دورچخه دوستش به عنوان شیئی پرنده استفاده کند.

او در سن شش سالگی، اولین کتابش را نوشت، اما فکر می‌کرد چون خیلی بچه است، نباید آن را به کسی نشان دهد!
سال‌های نوجوانی رولینگ خیلی شاد نبود، چرا که خانواده او دچار مشکلات زیادی بود و مبارزه ده ساله مادرش با چندین بیماری اسکلروزیس روی او و خانواده‌اش تأثیر گذاشته بود. تا اینکه با ایده هری پاتر، فصل تازه‌ای در زندگی او شکل گرفت.

او می‌گوید: «روزی سوار یک قطار شلوغ در راه لندن بودم که ناگهان فکر هری پاتر به سرم افتاد. در آن موقع من خودکاری همراه خود نداشتم، و خجالت می‌کشیدم که از دیگران درخواست خودکار کنم. الان که فکر می‌کنم می‌بینم که همین به تأخیر افتادن حرکت قطار بود که باعث شد من چهار ساعت یک جا بنشینم و تمام افکارم را روی هری پاتر متمرکز کنم. در همان زمان بود که یک مو سیاهِ پیشانی زخم در ذهنم متولد شد. تصویر پسری که نمی‌دانست جادوگر است، مرتب در ذهنم کامل و کامل‌تر می‌شد. فکر می‌کنم که اگر در آن روز خودکاری همراه داشتم و می‌توانستم افکارم را به روی کاغذ بیاورم، الان چه داستان جالب‌تری نوشته بودم!»

انتشار کتاب هری پاتر، زلزله‌ای در بازار نشر به راه انداخت. تا همین الان، حدود ۵۰۰ میلیون نسخه از کتاب‌های خانم رولینگ در بازار کتاب جهان به فروش رفته است.

جی کی رولینگ (J.K. Rowling)

چگونه ما هم پله پله تا رسیدن به ثروت و موفقیت بالا برویم؟

رسیدن به ثروت همانطور که در زندگی‌نامه کوتاه این افراد دیدید، رویایی دست نیافتنی نیست. اگرچه بوده‌اند افراد زیادی که هم در خانواده فقیر به دنیا آمده‌اند و هم به ثروت نرسیدند، اما چرا شما یکی از این افرادی که این قانون نانوشته را نقض می کنند، نباشید؟

یادتان باشد، اینکه در خانواده‌ای فقیر به دنیا آماده‌اید دست خودتان نبوده، اما اینکه میلیاردر شدن شانسی است؟ در همین شرایط تا آخر عمر بمانید، مسئولیتش با خودتان است…

سنگ های جذب ثروت و شانس

از روش های فنگ شویی تا برنامه ریزی منظمی که سنگ ها دارند، راه های زیادی برای جذب ثروت به کمک سنگ ها وجود دارد.

بیشتر سنگ‌ها به جز زیبایی بی حد و مرزی که دارند، دارای خواص بینظیری می باشند. بعضی از سنگ‌ها خاصیت درمانی دارند؛ بعضی از آن‌ها خاصیت جذب انرژی دارند؛ بعضی دیگر هم خاصیت جذب ثروت دارند و به سنگ ثروت و شانس معروفند.

هنگامی که در شرایط مناسب از آن ها استفاده شود به راحتی می توان به استقلال مالی رسید.

آماده اید تا با خواص سنگ ها پولدار شوید؟ در این جا با راز های مخفی این روش آشنا می شوید.

در این مقاله مجموعه ای از کریستال های قدرتمند برای کمک به شما در دستیابی به اهداف مالی را عنوان خواهیم کرد.

زمرد (EMERALD) مظهر فراوانی و ثروت

زمرد یکی از بهترین سنگ های جذب ثروت و شانس است.

  • زمرد سنگی بسیار پر انرژی و دارای خواص فراوانی است.
  • زمرد مظهر فراوانی و ثروت است.
  • برای محافظت در مقابل چشم بد(چشم زخم) توصیه می شود.
  • زمرد دو نیروی انرژی بخش و آرامش بخش دارد.
  • برای صاحبش توانگري و ثروت می آورد.
  • زمرد برای صاحبش شادی می آورد.
  • به همراه داشتن زمرد باعث آسان شدن کارها و گره گشایی می شود.

*امام رضا(ع) می فرمایند: دست داشتن انگشتر زمرد فقر را به میلیاردر شدن شانسی است؟ ثروتمندی تبدیل می کند. ( حلیه المتقین ص 18)

انگشتر زمرد دست ساز مردانه

زبرجد (Peridot) سنگ ثروت

سنگ زبرجد یکی دیگر از سنگ هایی است برای افرادی که در جهت ثروتمند شدن برنامه های پیچیده ای دارند بسیار مناسب می باشد.

  • چنانچه زبرجد همراه داشته باشید، جهت افزایش برکت و ثروت تاثیر زیادی دارد.
  • زبرجد برای صاحب اش شانس و اقبال خوب می آورد.

علاوه بر آن می توانید با زبرجد ذهن خود را در مورد ثروت و موفقیت روشن و شفاف کنید.

برای استفاده حداکثر از زبرجد به عنوان گوشواره استفاده کنید.

و همچنین می توانید سنگ زبرجد را در دست بگیرید و برای یک ساعت به جذب ثروت و موفقیت فکر کنید.

سیترین‌ (Citrine) سنگ جذب ثروت

چگونه از آن برای جذب ثروت استفاده کنیم؟

سنگ سیترین شناخته شده به عنوان سنگ جذب پول و ثروت، همچنین به نگین معامله گر معروف می باشد.

  • همراه داشتن سنگ سیترین باعث موفقیت‌های مالی شما می‌شود.

ایده آل برای افرادی که به دنبال موفقیت در کسب و کار شخصی و حرفه ای هستند. در مواقعی که زمان کمی دارید از سیترین استفاده کنید.

سعی کنید همواره سیترین را در کیف پول خود نگهداری کنید.

انگشتر سیترین مردانه با کیفیت

توپاز (Topaz) سنگ ایده آل برای موفقیت در معاملات مالی

یکی دیگر از سنگ هایی که برای جذب ثروت است سنگ توپاز می باشد.

در قدیم توپاز به عنوان توپ پول شناخته می شده است.

یکی از قدرتمندترین سنگ ها جهت رسیدن به موفقیت های مالی است.

  • توپاز سنگی عالی برای جذب و تجلی است. مثل میلیاردر شدن شانسی است؟ آهن ربا دیگران را در عالم دوستی و کار جذب شما می کند و شما را قادر می سازد امیال نیک تان را متجلی کنید.

برای استفاده از توپاز درنگ نکنید، همواره از این سنگ در مسیر موفقیت زندگی خود استفاده کنید.

یشم (Jade) سنگی برای پول و جذب ثروت

سنگ یشم باعث رشد می شود، می تواند با آن به رشد ثروت خود بیافزایید.

این سنگ هنگامی که در حال تصمیم گیری در مورد امری مهم برای مسائل مالی هستید بسیار مفید است.

دستبند یشم بسیار برای جذب ثروت و محافظت از آن کاربرد دارد.

  • سنگ یشم به عنوان سنگ حامی به کار می رود و به همراه داشتن یشم و یا قرار دادن در محل کار یا گوشه ای از اتاق نیروهای منفی را از محیط دور می کند و شادی و آرامش خاصی به روح می بخشد.
  • سنگ یشم برای ايجاد خوش شانسي و رونق كسب و كار به کار می رود.

یاقوت سنگ ثروت و برکت

یکی دیگر از بهترین سنگ های ثروت سنگ یاقوت است.

اگر كسي دائما سنگ ياقوت به همراه داشته باشد در چشم مردم با هيبت و شكوه جلوه گر مي شود و كسب و کار و درآمدش رونق مي گيرد.

یاقوت کبود ( SAPPHIRE )

  • سنگ یاقوت کبود نماد شانس، وفاداری، ثروت و برکت، جذب انرژی های مثبت و عزیز شدن در جمع می باشد.

سرویس یاقوت کبود مجلسی

یاقوت سرخ ( RUBY )

  • سنگ یاقوت سرخ به صاحبش نیروی خاصی می بخشد.
  • سلامتی برای او به ارمغان می آورد.
  • توانمندی و ثروت برای صاحبش می آورد.
  • در انجام کارها و امور زندگانی به موفقیت می رسد و نماد عشق و محبوبیت می باشد.

انگشتر یاقوت سرخ مردانه

چشم ببر

سنگ چشم ببر به كسانی كه دارای مشكلات امور مالی هستند كمك با ارزشی می كند.

این سنگ زیبا نه تنها جلوه زیبایی به شما می دهد ، بلکه شانس و ثروت را در زندگی شما به ارمغان می آورد.

چشم ببر به شما کمک می‌کند بتوانید زندگی شغلیتان را با انرژی و پرقدرت جلو ببرید و بتوانید در کارهای جدید موفق باشید.

سنگ چشم ببر زیبا

فروشگاه جواهری بینا اولین و بزرگترین فروشگاه اینترنتی نقره در ایران میباشد.

0915-1000-800

همچنین میتوانید با فالو کردن پیج جواهری بینا از جدید ترین تخفیفات با خبر شوید.

شما می توانید نظرات و پیشنهادات خود در مورد این مقاله را در قسمت دیدگاه این صفحه با ما به اشتراک بگذارید.

۱۰ راز ثروتمند شدن که میلیاردرها به هیچ کس نمی گویند

راز میلیاردر شدن چیست؟ آیا باید ذهن میلیاردر داشته باشید تا میلیاردر شوید؟ برای داشتن یک ذهن ثروتمند یا میلیاردر چه کارهایی باید انجام داد؟ بسیاری از مردم بر این باور هستند که تنها با ازدواج کردن، ارث بردن و پس‌انداز کردن می‌توانند ثروتمند شوند. به هر دلیلی که آنها چنین اعتقادی داشته باشند، واقعیت این است که تنها آدم‌هایی میلیاردر می‌شوند که خودشان پول به ‌دست می‌آورند.

اول فارس|مجله زندگی: در واقع غالب میلیاردر ها آدم‌های خوش‌شانسی نیستند که اتفاقی مسیر خود را پیدا کرده باشند. اگر در حال راه‌اندازی یک کسب و کار هستید، دوست دارید یک حرفه‌ی پردرآمد را توسعه بدهید، پول‌تان را سرمایه‌گذاری کنید یا یک هنرمند حرفه‌ای هستید، باید ذهن میلیاردری داشته باشید.وقتی ذهن‌تان آماده شد، پول هم خواهد آمد!

۱. صادق باشید

بسیاری از آدم‌ها فکر می‌کنند باید برای ثروتمند شدن صداقت خود را زیر پا بگذارند. آنها تصور می‌کنند ثروتمندان برای مال‌اندوزی در پرداخت مالیات تقلب می‌کنند یا کلاه سایر آدم‌ها را برمی‌دارند. در حقیقت، این خلاف واقعیت است. شما تنها در صورتی می‌توانید ثروتمند شوید که صداقت داشته باشید. پول به سمت کسانی می‌رود که رفتاری صادقانه با آن دارند.

صداقت سنگ بنای داشتن یک ذهن میلیاردر است. مانند اسب اصیلی که پرسرعت به سمت خط پایان می‌دود، تنها کسانی که صداقت دارند می‌توانند سرعت مناسبی برای مدت زمان طولانی داشته باشند. اگر بدون صداقت وارد مسابقه شده‌اید، به آن ثروت نهایی نخواهید رسید. داشتن صداقت، ستون اصلی ثروت‌اندوزی و موفقیت واقعی است.

۲. اجتماعی باشید

در عصر جدید، کارآفرینان اجتماعی می‌توانند با گسترش نفوذشان، گام‌های مالی فوق‌العاده‌ای بردارند. غالب اوقات، شهرت می‌تواند پیش‌نیاز ثروت باشد. امروزه، می‌توانید با استفاده از برخی راه‌کارها، هوادارانی برای خود جمع کنید و در عین حال آدم‌های زیادی را جذب خدمات خود کنید. تاثیرگذار بودن می‌تواند به طور چشمگیری ثروت شما را افزایش بدهد.

به جای این‌که شما به سمت آدم‌ها بروید، می‌توانید کاری کنید که آدم‌ها به سمت شما بیایند. فرصت‌ها برای بسیاری از آدم‌های تاثیرگذار مدام تشدید می‌شوند به دلیل سودی که به هواداران‌شان رسانده‌اند. به علاوه اگر می‌خواهید دائما در حوزه‌ی مالی نتایج موفقیت‌آمیزی کسب کنید، باید یک تیم درست و در کنار آن یک استراتژی درست داشته باشید.

۳.یک ذهن ثروتمند؛ بهای آن را بپردازید

خانمی به سمت یک پیانیست بزرگ رفت و گفت: “حاضرم هر کاری بکنم که بتوانم مانند تو پیانو بنوازم! ” پاسخ او ساده اما تند و صریح بود: “بله، البته باید روزی ۸ ساعت طی بیست سال تمرین کنید! ” کلید موفقیت ساده و مشخص است- بهای آن را بپردازید. آن‌هایی که امروز می‌پردازند، بعدا می‌توانند بازی کنند. در مقابل، کسانی که امروز بازی می‌کنند، بعدا باید بهای آن را پرداخت کنند.

۴. ذهن‌تان را کنترل کنید

اگر می‌خواهید یک ذهن میلیاردر داشته باشید، باید کاملا ذهن‌تان را کنترل کنید. اگر ذهن‌تان را با مثبت‌اندیشی تغذیه کنید، علف‌های هرز موفق به نفوذ در ذهن شما نخواهند شد. در حالی که بیش‌تر آدم‌ها در اینترنت با اطلاعات متفرقه مانند میم‌های اینترنتی یا موضوعاتی که برای مدتی کوتاه حواس آنها را پرت می‌کنند، مخالف هستند، شما باید دائما به دنبال راه‌های جدیدی باشید برای این‌که ذهن‌تان را سرگرم کنید و به آن آموزش و الهام بدهید.

۵. کسب مهارت کنید

شما برای پرداخت صورت‌حساب به مهارت نیاز دارید. در دنیای ما، بسیاری از آدم‌ها مصداق بارز این ضرب‌المثل هستند: “همه کاره و هیچ‌کاره! ” قرار نیست که شروع کردن یک تجارت جدید شما را ثروتمند کند؛ شما با این کار فقط یکی از خواسته‌های‌تان را به دست می‌آورید. پول فقط نزد کسی می‌رود که عملکردی عالی دارد، نه فرد آماتوری که کارهایش را با یک توانایی نصفه و نیمه انجام می‌دهد. اگر می‌خواهید ثروتمند شوید، باید در کارتان خبره باشید.

اگر می‌خواهید به ثروت دلخواه تان برسید، خودتان را با جست‌وجو برای کسب مهارت‌های لازم به چالش بکشید. به طور کلی، ثروتمندترین آدم‌ها بسیار ماهر هستند و به خاطر خبرگی که در کارشان دارند بسیار معروف و شناخته شده هستند. راه‌کار ساده‌ای دارد: اگر روزانه ۸ ساعت را مشتاقانه به تقویت مهارت خود اختصاص بدهید، سررشته‌ای که در کارتان کسب می‌کنید در عرض ۵ سال شما را ثروتمند می‌کند- با فرض این‌که کار شما یک حاشیه‌ی سود بالا دارد. بنابراین آموزش و کسب مهارت برای داشتن یک ذهن ثروتمند اهمیت زیادی دارد.

۶. بر گفتار خود تسلط داشته باشید

سطح درآمد ما تا حد زیادی بستگی به سطح ارتباطات ما دارد. هرچند، بهتر کردن شیوه‌ی گفتار می‌تواند چالش‌برانگیز باشد زمانی که آدم‌های اطراف‌تان آن را نابود می‌کنند. از آن‌جایی که ما طرز گفتار خود را از کسانی وام می‌گیریم که کاملا ارزش آن را نمی‌دانند، باید زمان برداشتن گام‌های عامدانه برای تغییر آن، هشیار باشیم.

گفتار نامناسب قابل پنهان کردن نیست. شخصی که گفتاری بی‌سوادانه دارد، معمولا از مشکل خود باخبر نیست، درست مانند کسی که دهان‌اش بو می‌دهد. آن‌هایی که در گفتار خود بی‌مبالات هستند، متحمل از دست دادن فرصت‌ها می‌شوند. اگر کلمات خود را به درستی مدیریت نکنید، ثروتی به‌دست نخواهید آورد. همه باید حداقل یک دوجین کتاب در خانه داشته باشند.

۷. حقیقت را دنبال کنید

یکی از پیامبران می‌گوید: “حقیقت شما را آزاد خواهد کرد.” خوشبختانه، نتایجی که کسب می‌کنیم، حقیقت را در رابطه با خودمان آشکار می‌کنند. آنها آن‌چه آموخته‌ایم، آن‌چه انجام داده‌ایم و میزان زحمتی که کشیده‌ایم را نشان می‌دهند. نتایج شما چه چیزی درباره‌تان می‌گویند؟ خواه دوست داشته باشید و خواه نه، این نتایج بازخوردی به شما می‌دهند در رابطه با آن‌چه باید تغییر بدهید. حقیقت غالب، آزمون نهایی زمان است.

ثروت شما، مجموع نقش کلی شما در جامعه است. پاداش شما از سطح خدماتی ناشی می‌شود که در بازار ارائه داده‌اید. اگر پاداش خود را دوست ندارید، راهی برای به کار بردن حقیقت و خلق نتایج بهتر پیدا کنید. اگر پاداش‌تان را دوست دارید، از نیروی حقیقت برای رسیدن به سطح بالاتری از میلیاردر شدن شانسی است؟ نتایج بهره بگیرید. این سوال را بپرسید: چگونه می‌توانم سود بیش‌‌تر به آدم‌های بیش‌تر و در زمان کم‌تر برسانم.

پاداش شما بر اساس نقش شما در جامعه تعیین می‌شود.

۸. هرگز رقابت نکنید

اغلب آدم‌ها احساس می‌کنند که باید برای پیشرفت رقابت کنند. در حالی که رقابت کردن در واقع شما را عقب نگه می‌دارد. رقابت وادارتان می‌کند از سبک شخص دیگری تقلید کنید به جای این‌که خودتان چیزی خلق کنید. در طول زمان، رقابت شما را خسته می‌کند زیرا به جای این‌که بکوشید خودتان باشید، دائما تلاش می‌کنید بهتر از دیگران باشید. گذشته از این، اگر تلاش کنید مانند شخص دیگری باشید، خودتان که خواهید بود؟

۹. برای پول احترام قائل شوید

بسیاری از آدم‌ها به راحتی پول به‌دست نمی‌آورند زیرا برای پول احترام قائل نیستند. اغلب می‌شنویم که مردم می‌گویند؛ “پول مهم نیست” یا “من پول لازم ندارم.” از آن‌جایی که آنها پول را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند، مال و ثروت کسب نخواهند کرد. قرار نیست به دنبال پاداش‌های مالی باشید، آنها خودشان جذب می‌شوند. شما برای جذب پول به حساب بانکی‌تان چه کاری انجام می‌دهید؟

کسی که یک ذهن ثروتمند دارد می داند که پول سزاوار احترام است. برای این‌که احترام بیش‌تری به آن بگذارید، باید در امور مالی‌تان پشت‌کار داشته باشید. یعنی این عادات را در خود ایجاد کرده باشید: پس‌انداز کردن، پرداخت به موقع و با میل و رغبت صورت‌حساب‌ها، اطلاع از موجودی حساب(ها)، آگاهی دادن به همسر، بودجه‌بندی و غیره. وقتی برای پول احترام قائل شوید، قادر به کسب ثروت خواهید بود. اگر بتوانید از ۱۰۰۰ دلار مراقبت کنید، ۱۰۰۰۰ دلار هم وارد جیب‌تان خواهد شد.

“آن‌هایی که نسبت به پول “کم” تعهد دارند، نسبت به پول “زیاد” نیز متعهد خواهند بود.” یک گفته باستانی

۱۰. هدف بزرگ‌تری داشته باشید

کسب ۱۰۰۰۰۰۰ دلار در سال فرقی با کسب ۱۰۰۰۰۰ دلار ندارد. تفاوت در این است که شما چه هدفی دارید و چه‌قدر برای رسیدن به هدف‌تان سرسخت هستید. اگر اهداف‌تان در حدی باشند که بتوانید رکورد بزنید، به احتمال زیاد موفق خواهید شد. بلندای اهداف شما تا کجا است؟

اغلب آدم‌ها اهداف بزرگی ندارند زیرا گرفتار کارهای روزمره هستند. آنها به حدی گرفتار هستند که به جای رسیدن به نوک قله و دیدن منظره‌ی کل جنگل، فقط از یک درخت بالا می‌روند. لحظه‌ای درنگ کنید و تصویر بزرگ‌تر را ببینید. اهداف‌تان را طوری تعیین کنید که عظمت‌شان خودتان را هم بترساند. اگر آنها شما را نترسانند، آمادگی و قدرت لازم را به شما نخواهند داد.

اگر خودتان را باور کنید، دیگران نیز باورتان خواهند کرد.

برای ایجاد یک ذهنیت ثروتمند، باید هر روز خودتان را اصلاح کنید. زمانی که راه‌حل‌های مناسب را پیدا کردید، به سمت رویاهای‌تان قدم بردارید. همیشه رویکردتان را تغییر بدهید و راه‌های جدید را برای پیشرفت کردن پیدا کنید. خودتان را در نوک قله تصور کنید.

پولدار شدن این بار به روش بیل گیتس


پولدار شدن این بار به روش بیل گیتس

شاید رویای ثروتمند شدن به شیوه افرادی مانند «بیل گیتس» برای همه دست یافتنی نباشد، اما همه این امکان را دارند تا ظرف مدت مشخصی میلیاردر شوند؛ منتها این امر مستلزم نهادینه کردن برخی عادت های پولی نظیر کم خرج کردن و بیشتر پس انداز کردن است.

راه ثروتمند شدن از طریق برنامه های تبلیغاتی تلویزیونی طی نمی شود، چرا که این تبلیغات تلویزیونی قصد دارند به شما القا کنند که تنها از طریق «خرید کردن» ثروتمند می شوید نه «پس انداز کردن»؛ متاسفانه، تنها ماحصل برنامه های تبلیغاتی، گودی زیر چشم به دلیل کم خوابی است! بنابراین، اگر وقت و پول خود را برای رفتن به این سمینارهای ثروت یا خرید نوارهای ویدئویی در این رابطه صرف کنید، تنها چیزی که عایدتان می شود «بدهی بیشتر» است. حقیقت این است که اگر آن قدر خوش شانس باشید که ثروت هنگفتی به ارث ببرید، می توانید مسیر خود را به سمت رفاه پیش ببرید.

اما درحالی که شاید شیوه «بیل گیتس» برای تبدیل شدن به یک فرد سوپرپولدار دست نیافتنی به نظر برسد، اما میلیاردر شدن، قطعا برای کسانی که از سنین جوانی شروع به تقویت عادات صحیح می کنند، دست نیافتنی نیست. البته هر فرد، در هر سنی می تواند عادات کاهش بدهی و افزایش ثروت را در خود تقویت کند.

«جیسون فلوری»، مدیر یک گروه مشاوره ای ارث و میراث می گوید:

بخشی از فرهنگ ما می گوید برای رسیدن به چیزی اول باید ادای آن را در آورد. مثلا برای ثروتمند شدن اول باید ادای ثروتمندان را در آورید. اما بدهی همیشه مردم را از رسیدن به این موفقیت بازمی دارد.

آنها اغلب بدهی می خرند و برای همیشه زیر بار قرض می روند. درحالی که، خرج کردن کمتر از درآمدی که کسب می کنیم، داشتن شیوه زندگی متعادل و بسنده نکردن به یک موفقیت و پیشرفت، بهترین راه برای رسیدن به ثروت است.

برای پولدار شدن درست انتخاب کنید

فلوری توصیه نمی کند خانه خود را با مبلمان بی کیفیت پلاستیکی بپوشانید، یا هر شب شام نان و پنیر بخورید. اما سوال اینجاست که آیا واقعا نیاز هست که فلان ماشین گران قیمت را که داشتن آن مستلزم رفتن زیر قرض و پرداخت چندین سال قسط است، داشته باشید؟

آیا بهتر نیست به جای سرمایه گذاری پول خود برای کالایی که روز به روز فرسوده شده و قیمت آن افت می کند، آن را برای کالایی که ارزش آن روزبه روز افزایش می یابد، سرمایه گذاری کنید؟

برای ثروتمند شدن یک برنامه مالی مکتوب

تنها گفتن این جمله که می خواهم ثروتمند شوم کفایت نمی کند. بلکه باید یک برنامه مدون داشته باشید و آن را روی کاغذ بیاورید.

داشتن یک برنامه مالی مکتوب، تخمین می زند که چقدر باید درآمد داشته باشید و چه میزان از آن را سرمایه گذاری کنید. این برنامه، تنها یک هدف نیست بلکه یک پکیج کامل از رویاها، اهداف و انتخاب ها و گزینه هاست.

پس انداز، پس انداز و بازهم پس انداز، نکته ای مهم برای پولدار شدن

نتیجه نهایی برنامه مالی باید منجر به سرمایه گذاری سیستماتیک شما شود. بنابراین، عادت به پس انداز را نهادینه کنید. برای خود یک صندوق پس انداز اضطراری ایجاد کنید بنابراین در مواقع ضروری مجبور نیستید تا به سرمایه گذاری یا پس انداز خود ناخنک بزنید.

برای پولدار شدن کمتر از برج، خرج کنید

خود را تبدیل به یک تابلوی تبلیغاتی متحرک برای برندهای مشهور نکنید. همچنین اجازه ندهید که هزینه های خانه و خودرو مثل خوره به جان بودجه شما بیافتند.

برای پولدار شدن پول خود را به جریان بیندازید

پول، پول می اورد اما این بدان معنی نیست که باید خیلی سرمایه گذاری کنید. بلکه کافی است یک حساب سرمایه گذاری مشترک در یک کمپانی باز کنید یا در سرمایه گذاری سهام خود تنوع هوشمندانه ای به وجود آورید. بدین ترتیب شاهد سالانه 8 تا 10 درصد سود در سرمایه گذاری خود خواهید بود.

برای پولدار شدن کسب و کار خودتان را راه بیندازید

نویسندگان کتاب «همسایه میلیاردر؛ رازهای شگرف ثروتمند آمریکایی» اظهار می کنند که دو سوم میلیاردرها، برای خودشان کار می کنند و 75 درصد آنها کارآفرین هستند. باقی این افراد را افراد حرفه ای در مشاغلی نظیر پزشکی و حسابداری تشکیل می دهد. بنابراین، بهتر است به ارث بردن ثروت را فراموش کنید؛ زیرا این کارآفرینان هستند که بیشترین ثروت را تولید می کنند. بسیاری از میلیاردرها، خودشان دارایی و ثروتشان را افزایش داده اند.

برای پولدار شدن از مشاوره افراد حرفه ای و کارشناس غافل نشوید

یک برنامه ریز مالی خوب، می تواند به شما کمک کند تا در بورس بهتر سرمایه گذاری کنید و ضمن انتخاب سهام پربازده، سهام زیان ده را دور بریزید. البته استفاده از یک مشاور خبره مستلزم این نیست که کلا کنترل همه چیز را از دست بدهید اما تنها باید رابطه خوبی را با فردی که در موارد پیچیده خبره است، برقرار کنید.

یافتن یک مشاور خبره و قابل اعتماد می تواند سود شما را چند برابر کند، اما اگر نمی توانید از پس هزینه های مشاور مالی برآیید، باید بدانید بسیاری از آنها حاضرند برای یکبار روند سرمایه گذاری بورسی شما را بررسی کرده و به شما پیشنهادات مناسبی ارائه کنند. نتایج یک مطالعه نشان می دهد، 71 درصد از افرادی دارای سرمایه چند 10 میلیاردی، مشاور مالی دارند.

برای نوازنده شدن اشتیاق را فراموش کنید

در این کتاب نوشته بود این بود که برای طرح ریزی مسیر خود برای موفقیت، اشتیاق را فراموش کنید و بیشتر به سخت کوشی خود بچسبید.

نه این که اشتیاق را دور بریزید، نه.

جایگاه اشتیاق فقط در ابتدای کار است که کمک کننده است.

بگذارید کامل تر و لیست وار خدمتتان عرض کنم

اشتیاق در ابتدای کار برای انتخاب مسیر به شما کمک می کند.

اشتیاق محصول فرعی دانستن این امر است که یک فرد می تواند در یک کار موفق شود.

در شروع یادگیری یک مهارت یا هر کاری که تصمیم به یادگیری آن کرده ایم به هر دلیلی نسبت به آن اشتیاق داریم.

ممکن است برای مثال برای یادگیری موسیقی اجرای زیبایی از یک دوست دیده باشیم، که سازی را به خوبی اجرا می کند.

ممکن است برای انتخاب شغل، ثروتمند شدن یکی از اطرافیانمان در آن شغل را دیده باشیم و مثال هایی فراوان از این دست که بسیار ذهن ما را برای انتخاب مسیر به خود مشغول کرده اند.

خیلی از اوقات حتی، صحبت در مورد موضوعی با یک دوست ممکن است ما را نسبت به موضوعی علاقه مند و مشتاق کند.

اما در میان همه این دیدن ها و تفکرات، باید به این نکته دقت کنیم که ما در پیش بینی کارهایی که ممکن است به خوبی انجام دهیم، حتی قبل از انجام آن کارها نیز نسبتا خوب عمل می کنیم.

اولین روزی که تنبک را به دست گرفتم فهمیدم مشتاق اجرای تنبک( تنبک نوازی) هستم و تا امروز تنبک تمرین می کنم. و همین طور ساز دف.

اما همچنین در یک مقطع می دانستم که هنر دف نوازی بر خلاف فوتبال یا طراحی کاری است که می توانم در آن موفق شوم.

پس گاهی اشتیاق محصول فرعی دانستن این امر است که یک فرد می تواند در یک کار موفق شود.

مثال: اگر شما یک نوازنده هیجانی بودید و یا امکان بالقوه تبدیل شدن به چنین نوازنده ای را داشتید، نسبت به هنر نوازندگی نیز اشتیاق نشان می دادید.

افرادی که موفقیت مرا مشاهده می کنند، تصور می کنند اشتیاق باعث موفقیتم شده است، و این فکر به ذهن شان نمی رسد که اشتیاق صرفا نمودی از استعداد است.

اگر از یک میلیاردر درباره راز موفقیتش بپرسید، ممکن است بگوید شور و اشتیاق چون این پاسخ بسیار هیجان انگیز است، که از قضا متواضعانه نیز هست، اما بعد از کمی دوستانه شدن فضای مباحثه، فکر می کنم بگوید که موفقیت وی ترکیبی از اشتیاق، خوش شانسی، سخت کوشی، عزم راسخ، خوش فکری و اشتهای ریسک وی بوده است.

پس در طرح ریزی مسیر خود برای موفقیت شاید در ابتدای راه کمی اشتیاق برای این که بفهمید مناسب انجام این کار هستید یا نه مناسب باشد، اما برای ادامه مسیر و جلو رفتن اشتیاق را فراموش کنید.

راستی اگر اهل مطالعه هستی کتاب شکست بخورید و برخیزید نوشته ی اسکات آدامز را که استاد شاهین کلانتری به من معرفی کرد و این متن هم برداشتی از قسمتی از این کتاب است را حتما مطالعه کنید. قول میدهم ضرر که هیچ کلی سود عایدتان شود. ارادتمندم



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.